شعری از سعدی شیرازی پیرامون پوشش و حجاب

رویی که روز روشنم گر بکشد نقاب
پرتو دهد چنان که شب تیره اختری
حیف باشــد بر چنان تن پیرهن
ظلم باشد بر چنان صورت نقاب
گر تو پری چهره نپوشی نقاب
تو به صوفـــــــی زیان آوری
دوست دارم که بپوشی رخ هچون قمرت
تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت
بارها گفته اند این روی به هر کس منمای
تا تامل نکند دیده هر بی بصیرت
ماه رخسار نپوشی تو بت یغمایی
تا دل خلقی از این شهر به یغما نرود
سعدی شیرازی
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 18:44 توسط خانم و اقای اسدنیا
|
بشنو از چادر که در توصیف زن / تار و پودش با تو می گوید سخن / در کــلاس حـــفظ تقوا و شـرف / دختران درّند و چــادر چون صــدف / بهترین سرمایه زن چادر است / زانکـه زن را زیـنت زن چـادر است / حـفظ چـــادر در سـرای اقــتدار / دخــــتران را هـست تــاج افـــتخار / حفظ چادر حفظ دین و مذهب است / شـــیوه زهـــرا و درس زینب است / حفظ چادر سدّ فحشا می شود / رو ســفیدی نــزد زهــرا می شود / حفظ چادر چاره ساز کارهاست / حــافظ گــل از هـجوم خـارهاست / خواهرم چادر برایت زینت است / بهترین گوهر حجاب یک زن است